...



آنقدر غرق گناهم که نمی دانم آیا تو مرا می بخشی یا نه؟!
اما میدانم گناهان من هر چقدر هم که بزرگ باشد تو از آن بزرگتری!!!
آنقدر گناه دارم که نمی دانم با چه رویی بگویم :

اللهم عجل لولیک الفرج




آنقدر غرق گناهم که نمی دانم آیا تو مرا می بخشی یا نه؟!
اما میدانم گناهان من هر چقدر هم که بزرگ باشد تو از آن بزرگتری!!!
آنقدر گناه دارم که نمی دانم با چه رویی بگویم :

اللهم عجل لولیک الفرج


ولادت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) و امام علی بن موسی الرضا ( علیه السلام) بر صاحب عصر ، امام زمان (عج الله تعالی فی فرجه) و شما شیعیان ولایت مدار مبارک باد.

خدایا کی میرسد آن روز که در کنار مولایمان حضرت مهدی(عج) دهه کرامت را گرامی بداریم؟!؟!

اللهم عجل لولیک الفرج

... در خانه تنها بودم . بعد از رفتن مادر و خواهرانم همانجا روی پله نشستم. صدایی بلند شد:
بسم الله الرحمن الرحیم ...
صدای قرآن بود . وقت اذان مغرب رسیده بود . ناگاه دلم گرفت. احساس غربت کردم . صلواتی فرستادم و به دنبالش وعجل فرجهم که گفتم قطرات اشک در دریاچه کوچک چشمانم مثل یک گرداب کوچک حلقه زد. نمی دانم چرا فقط می دانم که دلتنگ بودم ...
گفتم:
« اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فی فرج مولانا و امیرنا و صاحبنا و مقتدانا و امامنا صاحب الزمان »
دلتنگ بودم دلتنگ مولایم ! خیره به آسمان دعای سلامتی آقا را زمزمه کردم و اشکم چکیدن گرفت.
بعد که آمدم پای رایانه و وبلاگم را باز کردم در قسمت نظرات دوستی خبر داده بود که متنی جدید در وبلاگش قرار داده و از من دعوت کرده بود برای خواندن آن.
وقتی مطلبش را می خواندم حس عجیبی داشتم به گونه ای نوشته شده بود که وقتی می خواستم در قسمت نظرات برایش کامنت بگذارم دیدم جز دعای سلامتی مولا چیز دیگری سراغ ندارم که بنویسم.
بعد از آن یاد این افتادم که من برای هر کس که نظری میگذارم نامم را «یک منتظر» میگذارم اما با خود گفتم چگونه منتظری وقتی ... !!!!
در ادامه مطلب می تونید اون دلنوشته که دوست عزیزم نوشته رو ببینید.
التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

به گزارش الف، جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابراین این حائل به وجود می آید.
و شاید این همان چیزی باشد که در قرآن آمده است.

بسم الله الرحمن الرحیم
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (۱۹) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (۲۰) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹. دو دريا را به گونه اي روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰. اما ميان آن دو حد فاصلي است که به هم تجاوز نمي کنند.۲۱. پس کدامين نعمتهاى پروردگارتان را انکار مىکنيد؟۲۲. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مىشود.(سوره الرحمن)
روزی می رسد که زمین تمام ذخایرش را به انسان می دهد و آن روز همان است که مردی از جانب کعبه فریاد می زند:
أنا بقیة الله الاعظم أنا سمسام المنتقم
************************************************
سوره مبارکه فاطر آيه ۱۲:
وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَاين
دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
«الحمد لله رب العالمین کما هو اهله»

اللهم عجل لولیک الفرج

اگر ما بخواهيم افسانه سازى كنيم و يك موجود غيبى هزار ساله را امام زمان بدانيم راهى مخالف بـا عـقل و وحى هر دو پيموده ايم زيرا وحى مى گويد : اثر امام هدايت و راهنمائى اوست پس اگر امـام خـود نـاپـديد شد و كتاب و اثرى از او نماند تامشكلات روز را جواب گويد چنين امامى امام قرآن نيست يعنى آن امام نيست كه قرآن او را وصف نموده و پيروان قرآن بايد وجود او را بپذيرند . اگـر گفته شود قرآن در كجا اثر امام را هدايت مردم دانسته ؟ گويم : در سوره شريفه انبياء آنجا كـه درباره پيشوايان خدائى مى فرمايد : و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا ( آنها را امامان قرار داديم كه بامر ما هدايت مى كردند ) و آنچه قرآن مى گويد تنها مربوط بگذشته نيست بلكه براى اهل قرآن مـسـلمانان نيز هست چرا كه مردم گذشته گذشتند و اگر مطالب قرآن اختصاص به آنها داشت براى اين امت بازگو كردن آن مطالب چه سود داشت ؟
|
|
مـقدمه چند چيز را بايد متذكر بوده در نظر گرفت : اول اينكه هدايت بمعنى راهنمائى و رهبرى بـدو مـعـنى اطلاق مى شود يكى بمعنى نشان دادن راه فقط كه ارائه الطريق ناميده مى شود دوم رسانيدن بمقصد و هدف كه ايصال به مطلوب ناميده مى شود و اثر هدايت بمعنى اول امكان رسيدن هـدايـت شونده است بمقصد يعنى ممكن است هدايت شونده هدايت كننده را بپذيرد و با پيمودن راهى كه نشان داده شده بمقصد برسد و ممكن است نپذيرد و نرسد ولى هدايت بمعنى دوم فعليت رسيدن بمقصد را پيوسته دارد خداى متعال مى فرمايد : انك لا تهدى من احببت و لكن اللّه يهدى مـن يـشاء قصص 56 ( تو نمى توانى هر كه را خواستى بمقصد برسانى و لكن خداهر كه را بخواهد بمقصد مى رساند ) .
و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا انبياء 73 و مى فرمايد : و جعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا سجده 24 پس اعطاءامامت اعطاء هدايت خواهد بود . چـهـارم : اينكه ابراهيم عليه السلام كه بنص آيه شريفه : اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انـى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لا ينال عهدى الظالمين بقره 124 ( و يادآور زمانى را كه پروردگار ابراهيم او را با كلماتى امتحان كرد و ابراهيم آنها را تمام كرد ( درست انجام داد ) فـرمـود : بـدرسـتى من ترا براى مردم پيشوا قرار مى دهم گفت : و از ذريه من , فرمود عهد من ( فـرمـان مـن ) بـسـتـمـكـاران نـمى رسد ) پيشواى مردم قرار گرفته امامت و پيشوائى او در آخر عهدابراهيم عليه السلام بوده كه امتحانات الهى را مانند آتش رفتن و اعتزال از قوم خود و مهاجرت بـفلسطين و قربانى فرزندش اسماعيل بفرجام رسانيده و از عهده آنهابرآمده بوده چنانكه امتحان بـودن قضيه قربانى اسماعيل (ع ) در آيه كريمه : ان هذا لهوالبلاء المبين صافات 106 ( اين قضيه يـعـنـى قـضـيـه قـربـانـى اسـماعيل امتحانى است آشكار ) بيان مى فرمايد :حاصل اينكه ابراهيم عـلـيـه الـسلام پيش از رسيدن فرمان امامت مدتى نبى و رسول و يكى از پيامبران اولوالعزم بود و كتاب و شريعت داشت و بدعوت و هدايت مردم ميپرداخت و اين مطلب از لابلاى آيات قرآنى مانند آفتاب روشن مى باشد . با تامل وافى در اين مقدمه روشن مى شود كه تفسير هدايت كه لازمه امامت است وگرفتن آن به مـعنى ارائه الطريق يكى از اغلاط رسوا كننده است زيرا آيه بقره و آيه سوره انبياء در امامت ابراهيم عـليه السلام صريحند و بنابر اين معنى ( ارائه الطريق ) وقتى به ابراهيم عليه السلام امامت مى دهند كه سمت هدايت بمعنى ارائه الطريق را بواسطه نبوت و رسالت بالفعل داشته و اين تحصيل حاصل واضـحـى است وتحصيل حاصل محال است بطورى كه حتى حيوانات با غريزه شعور حيوانى خود اسـتـحال آنرا ميفهمند و اعتراض نويسنده نامه بشيعه كه امامت امام غائب كه هدايت بمعنى ارائه الطريق ندارد غير معقول است غلطى غير قابل اصلاح . پـس نـاگـزيريم كه هدايت امامت را در آيه بمعنى ايصال بمطلوب بگيريم آرى سوق اعمال مردم بـسـوى خـدا از حـيـن صدور دنيوى تا حساب اخروى آنها در عهده امام عليه السلام است چنانكه روايـاتى كه از ائمه هدى عليهم السلام در ابواب مختلفه عوض اعمال وانعكاس اعمال اهل شهرها كـه بـسـتـونـهاى نورى كه بالاى آنها است و بعرش خداوندى وحضور ائمه پيش مختصر و در قبر عندالمسائله و دعوت مردم روز قيامت بتوسط امامشان و توزيع نامه هاى اعمال و اعراف و صراط و شفاعت وارد شده است همين معنى را متضمن است . واضـح اسـت كـه اداره امر اعمال امرى است ملكوتى و ارتباطى به مسئله غيبت و حضورجسمانى ندارد و حال غيبت و حضور برايش متساوى است و اين مطلب با اين معنى منافات ندارد كه امام از راه اينكه بحقايق معارف دين و حلال و حرام آن علم دارداگر حاضر و در دسترس و مبسوط اليد باشد به آنچه از معارف بپرسند پاسخ دهد و يامشكلى كه پيشش ببرند حل اشكال نمايد . بررسى هاى اسلامى، طباطبائى - سيد محمد حسين به نقل از سايت تبيان
اللهم عجل لولیک الفرج |

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
تا با ظهورت غصه ها در ما بمیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
...
اللهم عجل لولیک الفرج
چشمى نديده و گوشى نشنيده و به دلى خطور نكرده كه كسى از جعفر بن محمّد فاضل تر باشد حضرت امام جعفر صادق(ع) رئيس مذهب جعفرى شيعه در روز 17 ربيع الاول سال 83 هجرى چشم به جهان گشود.
پدرش امام محمّد باقر (ع) و مادرش (امّ فروه) دختر قاسم بن محمّد بن ابى بكر مى باشد
كنيه آن حضرت : (ابوعبداللّه) و لقبش (صادق) است. حضرت صادق تا سن 12 سالگى معاصر جد گراميش حضرت سجاد(ع) بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام (ع) از خرمن دانش جدش خوشه چينى كرده است.
پس از رحلت امام چهارم مدت 19 سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمّد باقر (ع) زندگى كرد و با اين ترتيب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود كه هر يك از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند، و از مبداء فيض كسب نور مى نمودند گذرانيد.
بنابراين صرف نظر از جنبه الهى و افاضات رحمانى كه هر امامى آن را دارا مى باشد، بهره مندى از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد كه آن حضرت با استعداد ذاتى و شمّ علمى و ذكاوت بسيار، به حد كمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد.
پس از درگذشت پدر بزرگوارش34 سال نيز دوره امامت او بود كه در اين مدت مكتب جعفرى را پايه ريزى فرمود، و موجب بازسازى و زنده نگهداشتن شريعت محمدى (ص) گرديد. زندگى پربار امام جعفر صادق (ع) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى اميه ( هشام بن عبدالملك - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) كه هر يك به نحوی موجب تاءلم و تاءثر و كدورت روح بلند امام معصوم(ع) را فراهم مى كرده اند، و دو نفر از خلفاى عباسى (سفاح و منصور) نيز در زمان امام (ع) مسند خلافت را تصاحب كردند و نشان دادند كه در بيداد و ستم بر امويان پيشى گرفته اند. چنانكه امام صادق (ع) در 10 سال آخر عمر شريفش در ناامنى و ناراحتى بيشترى بسر مى برد.
منصور دوانقی سر انجام بعد از اينكه متوجه شد پنميتواند از نظر علمي و شخصيتي امام صادق(ع) را مغلوب سازد به فكر حذف و شهادت آن حضرت افتاد، تا اينكه بعد از چندين مرتبه كه شبانه به منزل آن حضرت يورش بردند و در دل شب از منزل بيرون كشيدند و به تبعيد مجبور ساختند، بالاخره در سال 148 (بيست و پنجم شوال) بوسيله سمّ آن امام بزرگوار را مسموم و به شهادت رسانيدند. »
« اللهم صل علی محمد و ال محمد »
بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند
بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند


تمام فرزندان و نزدیکانِ امام صادق(ع) گرداگرد بسترش حلقه زدهاند. امام برای آخرین بار چشم میگشاید. تن رنجورش، برای همراهی ملائک بیتاب است؛ اما زبانش برای گفتنِ آخرین وصیت پدرانه بیتابتر! لب میگشاید و میفرماید:
« به شیعیان ما بگویید شفاعت ما به آنان که نماز را سبک میشمارند، نخواهد رسید. »
لقبش صادق بود و تمام گفتار و احادیثش صادقانه. وقتی بزرگواری و صداقتش مثل آفتاب اول صبح میدرخشید، حتی کور دلترین دشمن اهلبیت هم به سپیدی صفاتش گواهی میداد.
وقتی چشمه علم و دانش جعفری، بیامان میجوشید، خواه مسلمان یا مجوس و مسیحی، از گرداگرد عالم تا 4000 نفر به محضر درسش میشتافتند.
رؤسای مذاهب در محضرش زانوی ادب میزدند و سرکشترین دشمنان خدا، به مقام شامخ او اعتراف میکردند اینک چگونه شیعه به رئیس مذهب خود مباهات نکند؛ حال آنکه وسعت این مکتب الهی، شرق و غرب عالم را در زیر پرچم حقانیت خود گرد آورده است. امشب، موسی بن جعفر(ع) بر بالین پدر، سر بر خاک یتیمی مینهد و شال سیاه عزا بر گردن شاگردان « مکتب جعفری » حلقه میزند.
کوچههای مدینه داغدارند و بقیع، چشم انتظار آخرین مسافر خویش است.
بقیع، بقعهای خاموش و تاریک؛ بقیع، آشنایی غریب؛ بقیع، مزار بیچراغ و فانوسی که مظهر مظلومیت هزارواندی ساله است.
در بقیع، روضه لازم نیست،
خودش مرثیه مجسم است

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب خوب باشه
من از امروز تا 22 شهریور نیستم ان شاء الله اعزام میشم واسه اردو جهادی
دعا کنید مورد قبول درگاه باری تعالی قرار بگیره
راستش بار اوله که میرم اردو جهادی!!!
هم استرس دارم هم خیلی خوشحالم!!!!
التماس دعای فراوان

اللهم عجل لولیک الفرج


داني که انتظار تو با ما چه ميکند؟
توفان ببين به پهنه دريا چه ميکند
آشفته ام چو موج به درياي زندگي
آشفتگي ببين به دل ما، چه ميکند
يکدم بپرس اين همه غم اين همه بلا
در خاطر شکسته زغم ها چه ميکند
دور از بهار روي تو بيبرگ ماندهام
بي برگ و بار مانده به دنيا چه ميکند؟
بنشين ز راه لطف دمي در کنار دل
آخر بپرس اين دل تنها چه ميکند

اللهم عجل لولیک الفرج

عکس یک کودک سومالیایی در بیابان
برای دیدن ادمه عکسها به ادامه مطلب برین( حتما ببینید و برای ظهور دعا کنید! )
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم همان یک لحظه اول که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهانرا با همه زیبایی و زشتی ، بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین
زمین و آسمانرا واژگون ، مستانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم نه طاعت می پذیرفتم، نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،سبحۀ صد دانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو آواره و ، دیوانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،پروانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،
گردش این چرخ را ، وارونه ، بی صبرانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ، در این دنیای پر افسانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم . همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!
و گر نه من بجای او چو بودم ،
یکنفس کی عادلانه سازشی ، با جاهل و فرزانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !
شعر از :استاد رحیم معینی کرمانشاهی
باز هم جمعه دیدار تو تأخیر افتاد
هرچه زلف است در این شهر پریشان بادا


اللهم عجل لولیک الفرج


بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد! ..... دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب ..... که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و ناامید مباش ..... بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است ..... خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال ..... مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ..... ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا ..... حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد
***************************
امام زمان(روحی و ارواحنا له الفداء) به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود، آقاجان! قربانتان بشوم، چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟ فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما دعای سلامتی من را می خوانید(اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن...) شما باید دعای الهی عظم البلاء... را زیاد بخوانید..
دعای فرج، دعایی است که در نهایت درماندگی و گرفتاری شخص منتظر بیان شده و حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را به محمدبن ابی لیث که از ترس کشته شدن به حرم امام موسی بن جعفر(علیه السلام) پناه برده بود، آموخته اند..

اللهم عجل لولیک الفرج

بسم الله الرحمن الرحيم

نشانی تو را از هر که می پرسم جمعه را نشانم میدهد.... و مکه.......میعادگاه عاشقان.....عاشقانی که عقربه ی لحظه هایشان را با لحظه ی ظهور تو تنظیم می کنند...در این دنیای پر از گناه و تیرگی زندگی بی عشق تو معنایی ندارد و چراغ راه تاریک ما تویی... دوازده قرن است که غار تیره و تاریک جهان را پیموده ایم اما به انتهای این غار نمی رسیم....و زخم های زمین خوردنمان همچنان بی مرهم مانده است....و دلم پر است از دردهای ناگفته.....
کدامین آدینه است که خورشید عالم تاب شروع به تابیدن کند؟...

و خورشید برای همیشه در پشت ابرها پنهان نخواهد ماند...
آقا جان.....!
می خواهم بیایی تا علی زمانمان نیز اندکی با تو درد دل کند،او هم دلش درد بزرگی دارد....
خبر داری که چقدر ما بعد از شهدا متمدن تر شده ایم؟!...
دخترانمان عریانی را به جای پوشش انتخاب کرده اند و پسرانمان غیرتشان به تاراج رفته،از مردی و انسانیت و غیرت و عزّت افتاده اند و اسیر در بند شهوتند....!خیابان هایمان را به نام شهدا مزیّن کرده ایم،اما چه خیابان هایی...!اگر سری به این خیابان ها بزنی از این زخم بزرگ قلبت به درد می آید....!خیابان هایی که در بهمن ها و خرداد ها و شهریورها با خون شهدا متبرک شده بود و امروز سنگ فرش آنها نظاره گر تاراج حیا و عفت زنان و دختران این مرز و بوم است....!آزادگی شهدایمان را به اسارت در بند شهوات و نفسانیات و تهاجمات فرهنگی دشمن غربی فروخته ایم!
می بینی چقدر متمدن و پیشرفته شده ایم...؟!
زمانی رخت آویز مادرانمان پر از حیا و عفت،در پستو های خانه بود....و امروز ویترین های مغازه ها پر از تاراج حیا و عفت دختران و مادرانمان و لباس حیا و عفت شان در دست مردان نامحرم به فروش می رسد....!!!دیگر هیأت ها و مسجدهایمان پر از خالی شده و جوانان ما در پارک های بی بند و باری مشغول وقت گذرانی اند!
و جامعه ی ما در نبود «امر به معروف و نهی از منکر» همچون ماهی پریده از آب له له می زند....!
دیگر «امر به معروف و نهی از منکر» خون می خواهد...!
زمانی صدا و سیمای ما از «رئیس علی دلواری» می گفت و از «میرزا کوچک خان جنگلی»...از داستان رشادت ها و مردانگی ها و از ادب و غیرت و نزاکت مردمان این مرز و بوم.....و امروز داستان فیلم ها و سریال های ما عشق و عاشقی و برانگیختن شهوت جوانان ماست...!امروز ترکیه ی لائیک «کلید اسرار » می سازد و ما «عشق به اضافه ی دو»....!!!
کجایند مسئولینی که بوق و کرنای شعارهایشان گوشمان را کر کرده است....؟!
چرا داستان این بی عفتی ها،بی بند و باری ها و فیلم های مبتذل پایانی ندارد...؟!
آقا جان...!
می دانم دل تو هم مثل ما خسته است....اگر ما یک عمر در انتظار توایم،تو به اندازه ی دنیا در انتظار بوده ای....!می دانم که می آیی و روز آمدنت بهار جاودانه ی این کویر خشک و تشنه است...
و آن روز خانه ی توحید چنان محکم و استوار تکیه گاهت خواهد شد که ندای «أنا المهدی»تو، عالمی را خواهد لرزاند....!
/7-12-88(baghiyatallah).gif)
******************
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست....
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش....

اللهم عجل لولیک الفرج
